العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

156

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

از داغ زدن به روى بهائم . 31 - در ارشاد مفيد - 24 - : بسندى از ابراهيم بن على از پدرش كه سالى يا امام چهارم به حج رفتم و شترش كند شد در رفتن ، و با عصا به دو اشاره كرد و فرمود : آه اگر قصاص نبود ، و آن را باز گردانيد . 32 - در كافى - 5 - : 50 - : بسندى تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله كه بازى مؤمن بيهوده است جز در سه چيز : پرورش اسب و تيراندازى و بازى كردن با همسرش كه اينها درستند - الخبر - 33 - در فقيه - 4 : 296 - : بسندى تا امام پنجم عليه السّلام كه فضل بن عباس گفت خسرو يا قيصر روم استرى براى رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله هديه فرستاد ، و پيغمبر با جل موئين بر آن سوار شد و مرا دنبالش سوار كرد - الخبر - 34 - در كتاب المسائل - بحار الانوار 10 ر 264 - بسندى از على بن جعفر كه از برادرم موسى عليه السّلام پرسيدم كه شايد مرد بر دابه‌اى سوار شود كه زنگ دارد ؟ فرمود اگر آواز دهد نه ، و اگر لال باشد عيب ندارد . 35 - در فقيه - 2 : 190 - امام صادق عليه السّلام فرمود : بر كوهان هر شتر شيطانيست آن را سير كن و به كار گير . دنباله‌ايست [ در حقوق دابه ] علامه - قد - در منتهى بسيارى از اخبار حقوق دابه را آورده و بوجوب و استحباب آنها تصريح نكرده ، و گفته داشتن اسب مستحب مؤكد است ، و گفته سزا است از زدن دابه خوددارى شود جز با نياز بدان و پشت هم سوار شدن باكى ندارد . و من گويم : فقهاء در باره همه آدابى كه در اين اخبار است چيزى نگفتند و حكم بوجوب يا حرمت در بيشتر آنها مشكل است و ظاهر اينست كه بيشتر آنها از